اولین مریضی...
٢٤ مردادماه،درست وقتی 9 روزت بود، کمی بی حال شدی. صبح بلند شدم دیدم که بدنت داغه سریع لباساتو با دایی هادی کم کردم، بعدش با پنبه دست و پاتو خنک کردم... کمی بعد مامانی متوجه ناله هات توی خواب شد، سریع بردیمت دکتر، دکتر معاینه ت کرد گفت که بی حاله و ناله می کنه که علائمه خوبی برای نوزاد نیست و بهتره ببرین آزمایش بدین، الهی بمیرم، بابا محسن و مادرجون هم اومدن و بردیمت بیمارستان اطفال، آزمایش خون و ادرار ازت گرفتیم، که خدا رو شکر همه چیز مرتب بود، تا شب بدون دارویی، فقط با خوردن به موقع شیر و دفع به موقع خوب شدی... اینم یه عکس از اون روز ناراحت کننده... ایشاالله هیچ وقت دیگه مریض نشی مامانیه من...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اولین مریضی...
